آتلیه
عکسهای آبتین طلا که ١٥ مرداد ١٣٩٠ ( عروسی عمو فرشید) ، تو آتلیه انداخته بود آماده شدن... ...
نویسنده :
نسيم
11:32
مسافر کوچولو
پدر که رفته مسافرت ، دایی جونم داشت می رفت مسافرت .به همین خاطر منم رفتم صندوق عقب ماشین دایی جون تا منم با خودش ببره . خوب حوصلم تنهایی سر میره دیگه ...
نویسنده :
نسيم
12:57
کمک به مامان
فدای این پسر گوگولی بشم که از الان به مامانی کمک می کنه ...
نویسنده :
نسيم
12:51
آبتین نویسنده
اینم از آبتین طلا که باباجون داره یادش میده که تایپ کنه... ...
نویسنده :
نسيم
9:35
جشن فارغ التحصیلی
یکشنبه گذشته جشن فارغ التحصیلی دایی علی بود . خیلی خوش گذشت . حالا دیگه صداش می کنیم دایی مهندس... ایشالله دکترا بگیری دایی جون. ...
نویسنده :
نسيم
8:32
پایان 11 ماهگی
آبتین طلای مامان امروز 11 ماهش تموم می شه . دیگه باید به فکر تولد پسر گلم باشم . خدایا شکرت که آبتین رو به ما دادی تا شادی زندگیمون صد چندان بشه
نویسنده :
نسيم
10:16







